تبليغاتX
کتابخانه اهل سنت - زندگي نامه شيخ مصطفي زرقاء
 

بررسي زندگي شيخ مصطفي زرقاء

نويسنده : احمد نور برجين زاده 

علامه شيخ مصطفي احمد زرقاء درسال 1322 هجري قمري مطابق با سال 1904 ميلادي در شهر حلب الشيهاء ديده به جهان گشود. پدرش علامه شيخ احمد زرقاء متوفي (1357هجري قمري) از اساتيد فقه حنفي بود كه آثار مشهوري از خود به يادگار گذاشته مهمترين اثر وي شرح قواعد المجله مي‌باشد كه فرزندش وظيفه نشر آن را برعهده گرفت چرا كه او شاخه بلند و مستحكم شجره‌اي مي‌باشد كه اصل آن ثابت و فرع آن در آسمان است‌. شيخ مصطفي در خانواده‌اي علمي ديني پرورش يافت و يكي از شش نفري است كه شيخ علامه عبدالفتاح ابوغده شاگرد وي بيوگرافي او را در كتاب (تراجم سته من فقهاء العالم الاسلامي في القرآن الرابع عشر هجري) ذكر مي‌كند. مادرش خانم زينب دختر حاج محمد حلب‌، زن صالحه و عفيفه‌اي بود كه در زمان حاملگي‌اش پيامبرe را بخواب ديد كه او را بشارت به پسري داد و به او توصيه كرد كه فرزندش را مصطفي نام نهد.

شيخ مصطفي دو همسر داشته كه ازهمسر اولش (وطفاء اميري) سه فرزند به ترتيب: نوفل، أنس و رفيده متولد شده‌اند، وطفاء در سال1943ميلادي وفات يافت. سپس شيخ با فخريه طاهر الذيل ازدواج كرد و از او دو فرزند به نامهاي: مازن و عامر بدنيا آمدند و همسر دوم شيخ هم سال 1983 ميلادي وفات كرد و شيخ بخاطر او شديداً محزون گشت و در رثاي او قصيده‌اي خواند همانگونه كه در رثاي فرزندانش مازن و مهندس نوفل‌ كه در زمان حياتش وفات كردند دو بيت از اين قصيده را خواند:

آباء‌هم فإذا لامور تبدل                           كـان التيتم للصـغاربفقـدهم

وأراك يتمتني يا نوفل                           فاليوم فقدك يا بني اضاعني

پدر بزرگوارش (احمد) شخصيتي است كه شيخ علي طنطاوي - اديب شام‌ - او را مي‌ستايد وي و پدرش (محمد) و پسرش (مصطفي) هر سه نفر پاك و نيك و شايسته بودند. (و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه)، لذا از نسل احمد زرقاء فرزندي متولد مي‌شود و به جايي مي‌‌رسد كه جهان به آن افتخار مي‌كند و شيخ قرضاوي در كتاب خود (في وداع الأعلام) او را فقيه امت در زمان خود معرفي مي‌كند. و مطمئناً قوي بودن مربي در بعد علم و معرفت تأثير دو چندان در متربي مي‌گذارد. نه تنها پدرش بلكه جد بزرگوارش علامه شيخ محمد زرقاء متوفي ( 1343 هجري قمري) فقيه زمان خويش بوده و علما و مشاهير زيادي در محضر وي تلمذ و كسب علم مي‌كردند. و يقيناً خداوند هم به اين علامه شهير شهر حلب (مصطفي) بصيرت منور و بلند نظري و ذهن قوي و قدرت استنباط و تعليل و تحليل و موازنه و نقد و نهايت دقت و براعت در تحقيق و تمحيص عطا فرموده و مهمتر از همه نفسي كه به سمت آسانگيري و تبشير و تسهيل در دين و اعراض و رويگرداني از سخت‌گيري محض و تنفر و تعقيد پيش مي‌رفت به او بخشيده بود.

در جستجوي علم و دانش

شيخ بزرگوار در زادگاه خويش در نزد بسياري از علما كه اولين آنها پدر بزرگوارش بود به فراگيري علم پرداخت و شيوه تدريس در آن زمان به سبك قديم بود. و شيخ در نزد آنها تفسير، حديث، توحيد، فقه، اصول، نحو، صرف، بلاغه و ادب را فرا گرفت. و كساني كه بيشترين نقش را در بالا بردن بُعد علمي و سطح معلومات وي ايفا كردند مي‌توان به پدرش احمد، علامه مورخ و محدث شيخ محمد راغب طباخ متوفي (1370هجري قمري)، علامه مفسر و متكلم شيخ محمد حنفي متوفي (1342هجري قمري) و همچنين كساني كه فارغ التحصيل دانشگاه الأزهر مصر بودند اشاره كرد. وي توحيد و اصول را در نزد شيخ محمد نجيب المطيعي مفتي مصر و رسالة التوحيد و بسياري از تفاسير را نزد امام محمد عبده آموخت. سپس مدتي را در مدرسه تقليديه به تحصيل علم پرداخت و زبان فرانسوي را در مدرسه فرير آموخت. سپس با دوستش محمد الدواليبي آزمون ورودي مدرسه ثانويه را پشت سر گذاشت و در آن مدرسه در قسمت علوم و آداب مشغول به تحصيل شد و اين در حالي است كه قبلاً در ثانويه دمشق قسمت فلسفه را با موفقيت گذرانده بود و بالاخره بين دو علم شرعي و عصري را جمع كرد و هر دو را فرا گرفت. و بعد از آن به دانشگاه سوريه رفت و در دو دانشكده حقوق و آداب مشغول به تحصيل ‌شد. با اين برنامه‌ريزي كه از صبح تا ظهر در كلاس حقوق و از عصر تا شب هم در كلاس آداب حاضر مي‌شد نهايتاً هر دو رشته را با موفقيت به اتمام رساند.

اشتغال شيخ به امر تدريس

شيخ در مدرسه‌اي كه از آن فارغ شده بود، (خسرويه) تدريس فقه، اصول و آداب را بر عهد گرفت. در سال 1924 ميلادي به عنوان مدرس حقوق مدني و شرعي در دانشكده حقوق در دمشق تعيين گرديد و تا سن پيري (1966 ميلادي) استاد و رئيس قسم شريعت آنجا بود. و در سال 1966 ميلادي وزير اوقاف و امور اسلامي كويت او را به عنوان اولين كارشناس در اراده دايرة‌المعارف فقهي برگزيد و پنچ سال در آن پست ماند. و در سال 1971ميلادي دانشگاه اردن جهت تدريس در رشته شريعت و غيره از او دعوت به عمل آورد و 18 سال در آنجا به امر تدريس اشتغال داشت.

 

رابطه دكتر يوسف قرضاوي با شيخ زرقاء

دكتر قرضاوي در كتاب في وداع الأعلام مي‌فرمايند: اولين باري كه شيخ زرقاء را شناختم زماني بود كه عكس او را در مجلة شهاب مصري مشاهده كردم، كه صفحة آخر اين مجله فقط مخصوص عكس‌هاي علماي اسلامي آن زمان (سجل التعارف الإسلامي) بود و در اين مجله از او بعنوان عقل علمي و عقل عامي ياد شده بود. و اولين ملاقات من با شيخ در مصر بوده كه توسط دكتور محمد البهي مدير كل فرهنگ اسلامي دانشگاه الأزهر مصر به وي معرفي شدم و در آن زمان شيخ زرقاء و دوستانش «دعوتگر بزرگ دكتور مصطفي السباعي و متفكر بزر‌گ محمد المبارك و متفكر سياسي دكتور دواليبي» در حال پي‌ريزي مناهج رشتة شريعت و اصول دين در دانشگاه الأزهر بودند. و كتاب (حلال و حرام در اسلام خود را كه اولين چاپ آن در سال 1959ميلادي بود، يك نسخه بعنوان هديه به او بخشيدم، سپس آنرا خواند و بسيار شادمان شد و از آن تعريف و تمجيد كرد و كلمه مشهورش را بر زبان آورد: «حقيقتاً اهميت دادن به اين كتاب بر هر خانوادة مسلمان واجب مي‌باشد» و در اين زمان كتابهاي زيادي من جمله فقه الزكاه را براي او ‌فرستادم. و بعد از آن در مناسبات مختلف او را ملاقات مي‌كردم. در كويت، لبنان، تركيه، ليبي، اردن، سعودي، آمريكا، اروپا و غير از آن در مجالس و كنفرانسها با او ملاقاتهايي داشتم و همچنين در مجمع فقهي رابطة عالم اسلامي در مكه مكرمه كه با او در عضو اصلي آن مشاركت داشتم و نيز در مجمع فقهي اسلامي در جده كه وي عضو اصلي آن و من كارشناس اين مجمع بودم. و از ادب و فضلش اين بود كه وقتي از او در مورد برخي قضاياي مهم پرسيده مي‌‌شد دوست داشت كه رأي من را نيز بشنود، و اين حكايت از تواضع بي‌اندازه او دارد كه بنده خود را از مقام شاگردي وي بالاتر نمي‌دانم.

آثار علمي استاد زرقاء

 شيخ زرقاء به واسطة توفيق خداوندي و سعي و تلاش در راستاي خدمت به اسلام و مسلمين و ايمان و تقوا و تواضعش آثاري ارزشمند و نفيسي را ـ‌كه مي‌توان گفت بي نظير بودند‌‌‌‌ - از خود بجاي گذاشت، لذا اين آثار را فهرست وار بر مي‌شماريم:

الفقه الإسلامي في ثوبه الجديد ـ المدخل للنظريه العامه للالتزامات في فقه الإسلامي ـ احكام اوقاف ‌ـ العقود المسهات في فقه الإسلامي ـ عقد بيع ـ عقد الاستصناع و اثره في نشاط البنوك الإسلاميه ـ الفعل انصار والضمان فيه ‌ـ صياغه شرعيه لنظريه التصيف في استعمال الحق ـ عظمه محمد العظمات البشريه ـ نظام التأمين (بيمه) الاستصلاح و المصلحه المرسله في فقه الإسلامي ـ في الحديث النبوي ـ الفقه الإسلامي و مدارسه (به درخواست سازمان يونسكو) ـ العقل والفهم في السنه النبويه ـ فتاوي مصطفي الزرقاء و مجموعه اشعارش بعنوان (قوس قزح) اين‌ها مجموعه كتابهاي ارزنده‌اي هستند كه اصالت قديم و صناعت جديد را در خود جاي داده‌اند و مورد استفادة تمام علماي اسلامي در تخصص‌‌هاي مختلف (رجال فقه، رجال قانون، رجال اقتصاد، رجال سياست و رجال دعوت) قرار گرفته‌اند.

در رابطه با ارزشمندي كتابهاي شيخ زرقاء شايد صحبت شهيد عبدالقادر عوده در مورد كتاب (الفقه الإسلامي في ثوبه الجديد) كافي باشد، ايشان مي‌فرمايد: اين عنوان توهمي بيش نبود، كه نفوس انسانها در آن غوطه‌ور

بودند اما بعدها مبدل به حقيقت آشكاري گشت و آن هم حقيقتي كه در لابلاي اين كتاب براي هر خواننده قابل دسترسي است و از زيبائيهاي محتواي آن لذت مي‌برد. قبل از چاپ و نشر اين كتاب، عاشقان و طرفداران فقه اسلامي به شدت پي‌گير اين كتاب بودند اما به جز تعداد اندكي به آن دسترسي پيدا نمي‌كردند. لذا امثال اين گونه كتب بايستي به قلم شخصيتي بسيار والا و نابغه نگاشته شده باشد. و هر كسي كه خواندن اين كتاب نفيس اعتنا بورزد در ضمن خواندن، لذت علمي، تعمق فقهي و دقت تعبير اصطلاحي و لغوي در آن خواهد يافت. و اين توفيق كه شيخ در تأليف كتابهايش حاصل نموده در وهلة اول به وصلت و رابطة  محكم او با خداوند متعال برمي‌گردد زيرا كسي كه به اين توفيق‌ها نائل مي‌گردد خداوند باب خطايش را مسدود و يا محدود مي‌كند و در وهلة دوم به خاطر جمع كردن دو رشتة شريعت اسلامي و قوانين وضعي و حقوقي مي‌باشد كه همة اينها او را در تمامي زمينه‌هاي علمي و معنوي ياري مي‌كردند.

فتاواي شيخ زرقاء

خوانندگان محترم! بدينوسيله جهت آشنايي آگاهي بيشتر از فراست و تيزهوشي و قدرت استنباط اين شخصيت نابغه، شما را با برخي فتاواي شيخ آشنايي مي‌كنيم: 1‌ـ موضعگيري اسلام در قبال تحديد نسل در جوامع اسلامي چيست؟  

جواب شيخ: «ثبت عن رسول اللهe انه قال: تزوجوا الودود الولود فاني مكاثر بكم الامم وفي روايه: تناكحوا تكاثروا فاني أباهي بكم الأمم يوم القيامه» «اين دو حديث دال بر عدم جواز تحديد نسل با هر وسيله از وسايل آن مي‌باشد چون در جوامع اسلامي تعداد افراد مهم مي‌باشد. اما اين تحديد نسل اگر به عنوان تدبير شخصي نه عمومي بر حسب ظرفيت و قدرت مالي شخص، كه آن هم از طريق منع حاملگي نه سقط جنين باشد صحيح است».

2ـ آيا مشاركت مسلمانان در امر تجاري با اين سه قشر جايز است يا نه؟

1ـ نصراني 2ـ مرتدي كه منكر معلومات دين باشد 3ـ كسي كه مالش آغشته به ربا و رشوه و مال مغضوب باشد.

جواب شيخ: 1ـ مشاركت با نصراني در امر تجارت صحيح است 2ـ معامله با شخص مرتد صحيح نيست 3ـ كسي كه مالش آغشته به ربا و رشوه و مال غصبي باشد معامله با آن مكروه است.

شيخ زرقاء بيمه را جايز مي‌داند و همچنين معاملاتي كه خارج از دار الإسلام صورت بگيرد مثل خريدن خانه در آمريكا از طريق گرفتن وام از بانك ربوي در آنجا را جايز شمرده است.

3ـ آيا بر شمردن عيوب خُلقي و خَلقي دختر مخطوبه در زمان خواستگاري براي والد دختر مخطوبه واجب است مانند عيوبي كه در دوام رابطه زوجيت تاثير ندارد نقل بعضي از بيماريها كه نيازي به علاج طولاني ندارد؟ و اين درحالي است كه خواستگار در مورد اين عيوب سوالي نكند آيا مبادرت به ذكر اين عيوب واجب است بخاطر اين كه در زمان خوستگاري براي خواستگار ظاهر نمي‌شود.

جواب شيخ: عيوبي كه ذكر آنها در زمان خطابت براي خواستگار واجب هستند بيماريهاي واگيردار و يا بيماري كه رابطه زوجيت را مضطرب و پريشان بكند مانند صرع و يا عيوب جنسي مانند رتق مي‌باشند.

«والله اعلم».

شيخ قرضاوي مي‌گويد:«يقيناً بعضي از مردم را مي‌بينيم كه شيخ را به تساهل در دين متهم مي‌كنند و فراموش كرده‌اند كه چيزي كه آنها را تساهل ناميده‌اند همان تيسير و آسانگيري است كه پيامبرe ما را به آن امر كرده است: «يسروا و لاتعسروا بشروا و لاتنفروا» متفق عليه. متوهمين فكر مي‌كنند كه تيسير بر خلق ناشي از قلت و كج فهمي دين و ضعف يقين مي‌باشد. در صورتي كه شخص آسانگير به واسطه آسانگيري‌اش امتثال امر پيامبرe را نموده است و رسول اللهe آسانگيرترين مردم بر امتش بوده و از صفات بارز وي اين بوده كه بين دو امر مختلف آسانترين آنها را برمي‌گزيد. شيخ قرضاوي در ادامه مي‌افزايد: حقيقتاً مي‌بينيم كه بعضي از زملاء و همراهان ما، كساني هستند كه ظواهر نصوص را گرفته‌اند و فهم سطحي از آن داشته و پي به مقصود اصلي آن نبرده‌اند، به عنوان مثال رمي جمرات قبل از زوال در دوم و سوم ايام النحر را علي رغم شدت ازدحام جمعيت ممنوع مي‌دانند كه بيشتر اوقات منجر به اتلاف و كشته شدن مردم در زير گامها مي‌شود در حالي كه اين گفته نه تنها خلاف اجماع نيست بلكه سه نفر از ائمه كبار به آن فتوا داده‌اند و ايشان: عطاء فقيه مكه، طاووس فقيه يمن و ابو جعفر محمد باقر فقيه آل بيت مي‌باشند.

شيخ زرقاء با وجود اينكه خود، پدر و جدش همگي حنفي مذهب بوده‌اند اما تعصب مذهبي نداشته بلكه در بسياري از مواقع هنگامي كه قول مقابل مذهب خود را از حيث دليل قوي مي‌دانست بخاطر مراعات نص و يا تحقيق مقاصد شرع و مصالح بندگان از مذهب خارج شده و مذهب مقابل را ترجيح مي‌داد.

و لازم به ذكر است كه شيخ زرقاء در شعر و ادب مهارت ويژه‌اي داشته و كتابهاي ادبي را همراه پدرش مطالعه مي‌كرد كه از اغاني اصفهاني گرفته تا عقد الفريد ابن عبد ربه، و حيوان و بيان و تبيين جاحظ و دواوين ابي تمام و بحتري و متنبي، معري و غيره و اشعار جاهلي و اسلامي بسيار زيادي از حفظ داشته است.

وفات شيخ

شيخ زرقاء نابغه‌ي قرن بيستم به هنگام نماز عصر روز شنبه 19 ربيع الأول 1420 هجري قمري موافق با 3/7/1999 ميلادي در خانه‌اش در شهر رياض در 95 سالگي به لقاي پروردگارش شتافت. رحمت خداوند بر او باد و قبرش را به نور خود منور گرداند.[1]

 

منبع :مجله نور



1-مراجع: النهضة الاسلاميه في سير علامها المعاصرين – في وداع الأعلام – مقاله‌ي شاگرد شيخ زرقاء، دكتر فقيه شيخ احمد الحجي الكردي

 

نوشته شده توسط سنی در یکشنبه سوم شهریور 1387 ساعت 13:7 | لینک ثابت |